مرتضى مطهري

146

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

دارد ، نسبتش به اجتماع نسبت صورت است با ماده ، در قلهء اجتماع است ، در رأس اجتماع است ، چشمها به اوست ، دلها متوجه به اوست از آن جهت كه اجتماع متعلق به اوست گفته شده : * ( النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم ) * و از آن جهت كه او متعلق به اجتماع است گفته شده : * ( و لنسئلنّ المرسلين . ) * پس ، از جهت دوم مسئوليتهاى سنگينتر و صعب ترى پيدا مىكند ، همان طورى كه اختيارات بيشترى به دست مىآورد فرق سياست دينى و سياست غير دينى : اين يك مطلب . مطلب ديگر اينكه ببينيم اساساً سياست دينى و ادارهء جمعيت بر مبانى دينى و آن كس كه به نام دين و روحانيت زمام امور را - تمام امور يا بعضى امور را - در دست گرفته ، با سياستهاى دنيوى فرق مىكند يا نه . ممكن است كسى بگويد در سياست و كيفيت اداره فرقى نيست ، فرقى اگر هست در هدفها و كيفيتهايى است كه بايد جامعه ساخته بشود . منظور و هدف فرق مىكند ، اما كيفيت اجرا فرق نمىكند . مثلًا جامعه هاى سرمايه دارى با جامعه هاى سوسياليستى از لحاظ هدف فرق مىكنند اما از لحاظ متد و اسلوبى كه به كار مىبرند و وسايلى كه استفاده مىكنند فرقى نمىكند ، هر دو دسته دروغ و تقلب و نقض عهد و استفاده از فحشاء و كشتن بىگناه و تخريب آباديها را براى رسيدن به مقصد خود جايز مىدانند مسئلهء تعهد اخلاقى : اما در سياست دينى جايز نيست ، زيرا با طبع هدف دينى سازگار نيست . طبع هدف دينى اين است كه مردم را به رعايت اصول اخلاقى در مقابل منافع شخصى مؤمن و معتقد كند ، در مردم تعهد اخلاقى ايجاد كند . اما اگر بنا شود در خود سياست دينى « تعهد اخلاقى » وجود نداشته باشد و از هر وسيله اى بخواهد استفاده كند نقض غرض مىشود . در سياستهاى دنيايى آنقدرها « تعهد اخلاقى » ضرورت ندارد ، يعنى عدم رعايت اصول اخلاقى با هدف آنها مناقض نيست ، اما در سياست دينى عدم رعايت « تعهد اخلاقى » مناقض است با طبيعت هدف دينى